خورشاه بن قباد الحسينى

184

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

ماه « 1 » صيام را نگاه داشته مزاحمت به الكاى مسلمانان نمىرسانيم . در آن اثنا رأى جهان‌آراى چنان اقتضا فرمود كه از آن مكان كوچ كرده به طرف گرجستان نهضت نمايند و در آن سرزمين اسبها را فربه ساخته به امر غزا مشغول گردند . رايات عاليات به صوب ولايت قرقره كه يكى از حكّام متمرّد آن ولايت بود مستعلى گشت و چون پرتو وصول بدان حدود افكند ، ماه مبارك رمضان را در آنجا به پايان رسانيدند . بعد از عيد صيام منهيان سعادت فرجام خبر آوردند كه ايازپاشا در پاى حصار الطى « 2 » نشسته و خواندگار در ارض روم است . حضرت شاه عالم‌مدار فرمودند كه دستبردى به او مىتوان نمود . در همان مجلس شاه قلى خليفهء مهردار را با بعضى ديگر از امرا و سران سپاه كه مجموع پنج هزار سوار بودند بر سر اياز پاشا نامزد كردند . امرا بر سبيل استعجال روان شده مىرفتند . شب امير خان ، ولد محمد بيك مصلّو كه با دويست سوار به رسم قراولى از پيش مىرفته « 3 » ، نزديك قلعهء كامخير « 4 » به سنان بيك رومى كه جمعى همراه او بودند دچار مىشوند ؛ فريقين را اتّفاق حرب دست مىدهد . از كوشش و كشش ، سنان بيك به دست عساكر منصور گرفتار مىشود . زنده او را نزد امرا آوردند . چون از او خبر اياز پاشا پرسيدند ، گفت : اياز پاشا در پاى قلعهء الطى نشسته ، امّا تمامى لشكر خواندگار به الطى آمدند و خواندگار نيز خود متوجّه اين صوب است . امرا ، سنان بيك را به درگاه عالم‌پناه فرستاده صلاح در معاودت ديدند و چون سنان بيك به پايهء سرير اعلى رسيد و خبر مذكور را در حضور حضرت شاه كشورگير تقرير نمود ، حضرت شاه گردون اعتلا ، اردو و آغرق را جدا ساخته مستعد حرب « 5 » و پيكار گرديد و سنان بيك را به قلعه‌اى از قلعه‌هاى سرحدّ فرستاد و روز ديگر خبر آمد كه اياز پاشا با جميع امرا و سپاه كه همراه او بودند از « 6 » موضع الطى كوچ كرده به طرف ارض روم رفتند امرا و اركان دولت شاهى بعد از [ 142 ] استماع اين خبر عرضه داشتند كه خواندگار در اين وقت در ارض روم نشسته صلاح در آن است كه ما « 7 » به پاى حصار وان رويم و در استخلاص آن

--> ( 1 ) . ت : « ماه » ندارد . ( 2 ) . تذكرهء شاه طهماسب ، ص 72 : « كامخرد » . ( 3 ) . تذكرهء شاه طهماسب ، ص 72 : « آبطى » . ( 4 ) . ت : مىرفتند . ( 5 ) . ب : ضرب . ( 6 ) . ب : در . ( 7 ) . ت : « ما » ندارد .